ازدحام لعنتی

خرید بک لینک

در این ازدحام لعنتی گم میشوم ،انگار الزایمر گرفتم ،به گوشه ای پناه میبرم ذهن ام را ارام میکنم میخوام به یاد بیاورم کجا هستم و کجا میخواهم بروم.ولی تلاشی بی ثمر است .

نا خوداگاه به نقطه آشنا خیره میشوم انگار سالیان سال زندگی ام در آن بوده است . دلم میخواهد برگردم به سالهای قبل در همان نقطه جای که پیوند زد جوانی ام را سالخوردگی .به یاد می اورم بازهم ساعت ،قطار،خداحافظی طولانی ،سفری بی برگشت

انگار من سالیان سال که مانده ام در این نقظه لعنتی خودم خبر نداشتم

درد دلهایم...

ما را در سایت درد دلهایم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:45

صفحه بندی